بنام خدا
وتمام شعرهايم لكنت
عاشقي ست كه بلد نبود بگويد
د...دو...سسس..تت...ددد...ا
... رد شيم با با ول كن!!!
يه غزل بشنويد تا بعد ...
باد ، زنبيل بدست ! آمده ، باران ازلي ست
بندر احساس شعف كرده ، هوايش غزلي ست
باد ، بر اسكله مي كوبد و بر مي گردد
هر شب ِ بي تو برازنده ي ضرب الا جلي ست
آفتاب ، آب به صورت زد و از خواب پريد
واي اگر باز ، بفهمد هيجان ها بدلي ست
ملوا ن نيستم اما تو تد ا عي بشوي ـ
طيٌ ِ اين دريا ، بي نقشه برايم عملي ست
تو زخورشيد ، نشانيٌ خدا مي پرسي
من از اين شهر ، كه همبستر ِ خواب گسلي ست
داري از دور ، به دشواري ِ من مي نگري
نه ! نه ! اين بار ، جواب تو به ديوانه ( بلي ) ست
قابل درك شد ن نيست ، نگاه تو و لي
كمترين حركت ِ چشمان تو ضرب المثلي ست
مدتي هست ، به آن سمت جهان زل زده ام
راستي ! عشق ، همان جاده ي بين المللي ست
ياعلي
فروردين ۸۴