قبول شدن
بخند با كلماتي كه مي وزد بر من
كه من هنوز دچارم به درد لال شدن
معلم از همه محلول شعر مي گيرد
وشيشه اش كه تو را محو مي كند در من
بجز به پرسش تقطيع من جواب نده
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلا
تو كاردستي خود را نشان بده كه منم
اگر علاقه نداري به درس حرفه و فن
نگاه كن ادبيات چشم من كافي ست ؟-
براي ديدن جغرا فياي باطن زن ؟
فضاي زيست در اشباح سايه گم شده است
مرا دو باره به الياف پلك هات، بتن
تو و شواليه هاي غريبه در تاريخ
من و چكا چك شمشير ها و اسب و بدن
دو مشت بسته دو اندوه گرم وا شده را
دو تا گيومه گره داده با دو تكه چمن
و رقص شوم و معمائي تو مي گويد
هنوز يك رده مانده ست تال قبول شدن
یا علی